تبلیغات
دانشمند - كوروش
 
دانشمند
                                                        
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : عرفان خدری
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبلاگ چیست؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
یکشنبه 12 تیر 1390 :: نویسنده : عرفان خدری

مارش پیام به كوروش

مارش پیام به كوروش یكی از آهنگ های ساخته ی دست استاد علی نقی وزیری است و شعر آن توسط ادیب الممالك قائم مقام فراهانی در اواخر سلسله ی قاجاریه 1291 و با توجه به اوضاع خراب مملكت در آن عصر سروده شده و استاد وزیری آن را با پیانو اجرا كرده است. این آهنگ مانند ایران و خون سیاوشان از ترانه های حماسی ایران می باشد.

گزنوفن درباره ی كوروش عقیده دارد «كوروش نابغه ی فوق العاده ای بود و آرمانی مقدس و عالی داشت كه مخصوص روح ایرانی است. كوروش دوست دنیای انسانیت و طالب حكمت و قوی اراده و راست كردار بود». همچنین كنت دوبیگنو درباره ی كوروش می گوید : او هیچ گاه در این دنیا نظیری نداشته ... مقام مسیح را داشت و مددی بود كه تقدیر درباره اش مقرر داشته بود باید برتر از دیگران باشد. و حتی داریوش بزرگ كه ادامه دهنده ی راه كوروش بود از بی رحمی ها و پلیدی ها ی معمول شاهان قبل از هخامنشیان كه بر آشور و بابل تسلط داشتند به دور بود و در عین قدرت و سلطنت با اقتدار خود به اهورامزدا و نیروهای معنوی و دعای خیر در حق ملت امپراتوری را اداره می كرد و در این باره می گوید:

پروردگارا كشور مرا از دروغ ـ قحط سالی و خشكسالی محفوظ دار.

اثرات حمله ی مغول به ایران              

مغولان از اقوام بدوی و زردپوست شرق آسیا بودند كه در مغولستان به قیادت چنگیز خان پا به عرصه ی جهان گشایی نهادند و در اندك مدتی خود را به كناره های دریای سیاه و خلیج فارس رسانده، بر تمام اقوام متمدن آسیای جنوب غربی و مركزی تسلط پیدا كردند. هجوم مغول به ایران نتیجه ی مستقیم سیاست استبدادی و بی تدبیری و نادانی سلطان محمد خوارزمشاه بود كه در زمان حكومت، خود را اسكندر بزرگ می خواند. پس از حمله ی مغول در اندك مدتی آبادترین و متمدن ترین شهرهای دنیای آن روز به ویرانه ای تبدیل و زندگانی اجتماعی مردم این سامان را نابود كرد. در جنایات مغولان همین كافی است كه ذكر شود یك سوم جنگل های ایران در زمان حمله ی مغول به آتش كشیده شد. مغولان مردمی بسیار وحشی و خون خوار بودند و در تحمل سختی ها هم بسیار مقاوم و جان سخت بودند. این مردمان موش، سوسك، انواع حشرات، فضله ی حیوانات و حتی شپش تن همدیگر را هم می خوردند. با حمله ی مغول مقاومت های سپاه خوارزمشاه در هم شكسته شد. از افراد شهرهای مفتوحه هر كه را برای كارهای جنگی یا كارهای صنعتی لازم داشتند باخود برداشته و بقیه را از دم تیغ گذرانیدند. آب رودخانه به یكی از شهرهای بزرگ سرازیر كردند؛ این شهر چنان درآب غرق شد كه تا چندی پیش حتی باستان شناسان نتوانستند این شهر مدفون را پیدا كنند. مغولان در حمله به شهرهای ایران جوانان نیرومند كه به درد جنگیدن می خوردند زنده نگاه می داشتند تا از آن ها  به عنوان پیش مرگ برای حمله به بقیه ی شهرهای ایران استفاده كنند. تمام بچه ها، پیران و پیرزنان را گردن می زدند. دخترها و زن ها را بین سپاهیان خود تقسیم می كردند. سر همه ی مقتولین را می بریدند تا كسی زنده نباشد. مردگان را از زیر قبر بیرون می آوردند و اجساد آن ها را تكه تكه می كردند. تولی مغول دستور داد نیشابور را چنان ویران كنند كه بتوان بر روی آن كشاورزی كرد و حتی بر سگ و گربه ی آن شهر نیز رحم نكنند. عده ی مقتولین نیشابور را حدود هفتصدهزار نوشته اند. با بیان این نمونه حساب كنید از مشرق افغانستان تا كناره ی فرات در عراق چقدر از شهرها و دهات این چنین به دست مغولان ویران شده و مردم آن ها از دم شمشیر گذشته اند. پس از حمله ی مغول مردمی كه شاهد آن كشتارها و خرابی ها بودند چنان روحیه ی خود را از دست دادند كه گویی افسردگی طبیعت آن ها شد. خیلی ها به خانقاه ها هجوم آوردند و دستگاه مریدی و مرادی را رونق دادند. اثر حملات مغول بر روحیه ی مردم ایران به قدری شدید بود كه هنوز هم كم و بیش نشانه های آن در روحیه های ایرانیان و تمام اقوامی كه به بلای مغولان دچار شده اند دیده می شود.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :