تبلیغات
دانشمند
 
دانشمند
                                                        
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : عرفان خدری
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبلاگ چیست؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
لللللللللللللللللللللللل                                      دانلود 



نوع مطلب :
برچسب ها :




یکشنبه 12 تیر 1390 :: نویسنده : عرفان خدری

فردوسی

      بر پایه ی دیدگاه بیشتر پژوهش گران امروزی، فردوسی در سال ۳۲۹ هجری قمری برابر با ۳۱۹ خورشیدی و 940 میلادی) در روستای باژ در شهرستان طوس در خراسان دیده به جهان گشود. از دقت در ساختار زبانی و بافت تاریخی-فرهنگی شاهنامه می‌توان دریافت که او در دوران پرورش و بالندگی خویش از راه مطالعه و ژرف‌نگری در سروده‌ها و نوشتارهای پیشینیان خویش سرمایه ی کلانی اندوخته که بعدها دست‌مایه ی او در سرایش شاهنامه شده‌است. هم چنین از شاهنامه این گونه برداشت کرده‌اند که فردوسی با زبان‌ عربی و دیوان‌های شاعران عرب و نیز با زبان پهلوی آشنا بوده‌است. فردوسی از همان روزگار کودکی بیننده‌ی کوشش‌های مردم پیرامونش برای پاسداری ارزش‌های دیرینه بود و خود نیز در چنان زمانه و زمینه‌ای پا به پای بالندگی جسمی به فرهیختگی رسید و رهرو سخت‌گام همان راه شد.

     آغاز سرودن شاهنامه را بر پایه ی شاهنامه ابومنصوری از زمان سی سالگی فردوسی می‌دانند، اما با درنگریستن به توانایی فردوسی می‌توان چنین برداشت کرد که وی در جوانی نیز به سرایندگی می‌پرداخته‌ است و چه بسا سرودن بخش‌هایی از شاهنامه را در همان زمان و بر پایه داستان‌های کهنی که در داستان‌های گفتاری مردم جای داشته‌اند، آغاز کرده‌ است. از میان داستان‌هایی که گمان می‌رود در زمان جوانی وی گفته شده باشد می‌توان داستان‌های بیژن و منیژه، رستم و اسفندیار، رستم و سهراب، داستان اکوان دیو، و داستان سیاوش را نام برد.

   شاهنامه پرآوازه‌ترین سروده ی فردوسی و یکی از بزرگ‌ترین نوشته‌های ادبیات کهن پارسی می‌باشد. فردوسی سرودن شاهنامه را بر پایه ینوشتار ابومنصوری در حدود سال ۳۷۰ هجری قمری آغاز کرد و سر انجام آن را در سال ۳۸۴ هجری قمری (برابر با ۳۷۲ خورشیدی به انجام رساند.

    آرامگاه فردوسی در توس خراسان.سال مرگ فردوسی تا چهار سده پس از زمان او در بن‌مایه‌های کهن نیامده‌است. نخستین نوشته‌ای که از زمان مرگ فردوسی یاد کرده‌ مقدمه شاهنامه بایسنغری است که سال ۴۱۶ هجری قمری

را آورده‌است.

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/thumb/c/ce/Ferdosi.jpg/300px-Ferdosi.jpgاز سده ی نوزدهم میلادی به این سو پژوهش‌های فراوانی درباره یفردوسی و شاهنامه انجام گرفته‌ است. ژول مول، تئودور نولدکه، سید حسن تقی‌زاده، هانری ماسه، فریتز ولف، ملک‌الشعرا بهار، محمد قزوینی، مجتبی مینوی، محمدامین ریاحی، محمدعلی اسلامی ندوشن و شاهرخ مسکوب از شناخته‌ترین پژوهشگران درباره ی فردوسی و شاهنامه هستند.

    تندیس‌های زیادی از فردوسی ساخته شده که شاید کهن‌ترین آن ها تندیس باغ نگارستان باشد. تندیس‌های دیگر : تندیس میدان فردوسی، تندیس دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، تندیس دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی، تندیس رم ایتالیا و تندیس آرامگاه فردوسی.

    در ایران روز ۲۵ اردیبهشت به نام روز بزرگداشت فردوسی نام گذاری شده‌است. هر سال در این روز آیین‌های بزرگداشت فردوسی و شاهنامه در دانشگاه ها و نهادهای پژوهشی برگزار می‌شود.

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :




یکشنبه 12 تیر 1390 :: نویسنده : عرفان خدری

مشاهیر بزرگ ایران ؛ احمد اردوبادی (روان پزشك)

احمد هوشنگ اردوبادی در فروردین 1306 در خاندانی بازرگان در شیراز به دنیا آمد و پدر و پدربزرگ او از قدیم به كار صادرات می پرداختند و پدرش رئیس اتاق بازرگانی شیراز بود. احمد اردوبادی از همان كودكی با زبان انگلیسی و وزنه برداری آشنا شد بطوری كه در 18 سالگی قهرمان پرتاب دیسك و وزنه برداری و كشتی دانشگاه تهران و در سال های بعد قهرمان وزنه برداری و زیبایی اندام آسیا شد. در قسمت تحصیلات پس از دریافت لیسانس دانش سرای عالی مدت 5 سال در تویستاك كلینیك لندن به فراگیری و كارورزی روان كاوی و روان درمانی پرداخت و در این دو رشته عالی ترین دوره ها را گذرانده و متخصص گردید. در بازگشت به میهن در سال 1330 در بیمارستان نمازی شیراز به سمت روان شناس كلینیكی و مشاور بالینی و حالات غیر طبیعی روانی در دانشگاه شیراز شروع به كار كرد. در سال 1340 گروهی از فارغ التحصیلان فوق لیسانس علوم اجتماعی دانشگاه تهران را برای پژوهش های اجتماعی و عامی به كشور اسرائیل برد و در سال 1342 سرپرست گروهی از دانشجویان ممتاز بود كه در این سفر با ایراد سخن رانی و برنامه های تلوزیونی تمدن ایران را به غربیان معرفی نمود. از سال 1960 میلادی احمد اردوبادی یك رشته تحقیقات ایران شناسی را بر پایه ی روان كاوی و علوم روانی انجام داد كه « عقده ی رستم و سهراب » در سال 1960 در وین به چاپ رسید و در مورد زرتشت و حافظ و سوگواری در ایران كتاب هایی را منتشر كرد. بر پایه ی همین روش تحقیقی وی مدت دو سال عرفان بر پایه ی علوم روانی را در دروس فوق لیسانس مؤسسه ی آسیایی وابسته به دانشگاه شیراز را تدریس می كرد. احمد اردوبادی با بسیاری از دانشمندان بزرگ فلسفه و روان كاوی ملاقات و مصاحبه به عمل می آورد و با كارل گوستاویونگ روان شناس بزرگ و برتراندراسل بزرگ ترین فیلسوف و ریاضی دان قرن بیستم مصاحبه و گفت وگو می كرد. احمد اردوبادی دارای ترجمه و تألیفات متعددی به زبان فارسی و انگلیسی می باشد. مانند:

1ـ چگونه درست فكر كنیم 2ـ روان شناسی عمومی 3ـ روان شناسی تحلیلی یونگ 4ـ فرهنگ فلسفی 5ـ بهداشت و تداوی روحی 6ـ فرهنگ روان شناسی 7ـ بیماری های عصبی و روحی 8ـ روان شناسی غیر طبیعی 9ـ مكتب روان شناسی 10ـ مكتب روان كاوی یونگ 11ـ بهداشت روانی دانشجویان

و آخرین مصاحبه با اردوبادی.

منبع : روان شناسی غیر طبیعی

 





نوع مطلب :
برچسب ها :




یکشنبه 12 تیر 1390 :: نویسنده : عرفان خدری

بقراط پدر علم پزشكی

در قرن پنجم قبل از میلاد پزشكان غیر دینی در یونان از توسل به دین جهت مداوای بیماران امتناع می كردند، ادعای معالجات معجزه آمیز نداشتند و رفته رفته پزشكی را بر بر اساس عقلانی قرار دادند. مشهورترین این پزشكان بقراط بود كه پدر علم پزشكی نام گرفته است. بقراط در شهر كوس در یونان زاده شد. او فرزند یك پزشك بود. استادش هرودیكوس به وی آموخت در معالجه ی بیماران به ورزش و تنظیم تغذیه و بهداشت بیشتر اعتماد كند. بقراط چنان شهرتی در پزشكی  به هم زد كه پردیكاس و حتی اردشیر اول شهریار ایران جزو بیماران او بودند. بزرگ ترین كاری كه بقراط و پیروانش انجام دادند، رها ساختن پزشكی از قید مذهب و فلسفه بود. به طور مثال مردم آن زمان عقیده داشتند بیماری صرع از حلول شیطان در جسم پدید می آید و در مورد طاعون اعتقاد داشتند این بیماری از جانب خدایان نازل می شود. پزشكان و جادوگران مردم فریب كه برای آن درمانی نمی شناخنتد خود را در پس خرافات پنهان می ساختند و این مرض را مقدس می خواندند تا جهلشان پوشیده ماند. نظر بقراط این بود كه فلسفه در طب جایی ندارد و اساس كار پزشكی باید بر مشاهدات دقیق و ثبت حالات و موارد مخصوص مبتنی باشد. بقراط می گوید:

بدن آدمی مركب است از خون، بلغم، صفرا و سودا و سلامت كامل وقتی برقرار است كه این اخلاط به نسبت صحیح با هم بیامیزند. از افزایش یا كاهش هر یك ازاین اخلاط، بیماری و درد پدید می آید. بر پزشك عامی واجب است كه به هر كجا رسد، در چگونگی بادها و فصول به مطالعه پردازد و آب انبارها و جنس خاك را مورد تحقیق قرار دهد و تأثیر این عوامل را در جمعیت آن ناحیه بسنجد.

در طب بقراط، استعمال داروهای پزشكی بسیار كم است و بیشتر به هوای تازه، تركیبات قی آور، شیاف، حقفه، حجامت، رگزنیف ضماد، مرهم، مالش و آب های معدنی توسل می جوید. بقراط توصیه می كند:

زندگی خود را با اصول بهداشتی موافق سازید و اگر بیمار شدید، رعایت وضع غذایی، بهترین وسیله ای است كه سلانتی شما را باز می گرداند.

جراحی از كارهای تخصصی بقراط بود. در طب بقراط، روش سوراخ كردن استخوان سر وصف شده است و طریقه ی جا انداختن استخوان كتف یا فك از هر لحاظ جز استعمال داروهای بیهوشی، با روش های جدید مطابق است. پزشكی در عصر بقراط از لحاظ فنی و اجتماعی پیشرفت بسیار كرده بود. پزشكان زن و پرستار هم فراوان بودند و به درمان بیماری های زنان می پرداختند.

بقراط اخلاق را با تأكید بسیار در پزشكی دخالت داد و از وجود بعضی پزشكان غیر صالح و ریاكار رنج می برد. بقراط در مقاله ی بیماری مقدس با این عقیده كه خواست خدایان را سبب همه ی بیماری ها می داند، مخالفت می ورزد و معتقد است كه هر مرضی را علتی طبیعی است و باید به طریق علمی امراض را معالجه كرد. بقراط عقیده داشت علاوه بر شغل خود باید فلسفه را نیز فرا گیرد و می گوید: پزشكی كه دوستدار حكمت باشد، با یك خدا برابر است.

منبع: یونان باستان- جلد (2) تاریخ تمدن ویل دورانت.

سوگند نامه ی بقراط

من به آپولون پزشك و به همه ی خدایان سوگند یاد می كنم و آنان را گواه خویش می سازم كه تا آن جا كه بتوانم و آگاه باشم، بدین سوگند نامه وفادار مانم، استاد خویش را در این فن با پدر برابر شمارم، وی را در هستی خویش شریك سازم، هر گاه به مال نیازش افتد، هر چه دارم با او در میان گذارم، فرزندان وی را برادران خود بدانم. سوگند می خورم تا آنجا كه بتوانم و آگاه باشم، درد های بیماران را درمان خواهم كرد و هیچ گاه دانش خود را به كارهای زشت و زیان بخش نخواهم گماشت. اگر از من بخواهند كسی را زهر دهم، هرگز چنان نخواهم كرد و این كار را جایز نخواهم دانست. داروی سقط جنین به زنان نخواهم داد و و پیشه و زندگی خود را پاك و مقدس خواهم داشت. هرگز چاقو به كار نخواهم برد، حتی اگر كسی را گرفتار سنگ مثانه ببینم این كار را به عهده ی جراحان چیره دست خواهم گذارد. به هر خانه ای قدم گذارم مقصدم علاج درد بیماران خواهد بود. هیچ گاه كسی را به عمد زیان و آسیب نخواهم رساند. از بدن مردان و زنان، آزادان و بندگان، ناحق سود نخواهم جست. هر گاه طی معالجات خود یا در ضمن روابطی كه با دیگران دارم، بر نكته ای آگاه شوم كه پنهان داشتن آن واجب باشد هرگز آن را فاش نخواهم كرد و این گونه نكات را از رازهای مقدس خواهم شمرد. اینك اگر به این سوگندنامه وفادار مانم و پیمان خویش را نشكنم، شایسته ی آن خواهم بود كه جاودانه در بین مردم، با هنر و زندگی خود، شهرت و نیكنامی به دست آورم و اگر نقض عهد كنم، خلاف آن بر من روا باد.

بقراط علاوه بر این می گوید پزشك باید ظاهری آراسته و جسم و جامه ای پاكیزه داشته باشد. باید همیشه اعتدال و آرامش خود را نگاه دارد و رفتارش چنان باشد كه اعتماد و اطمینان بیماران را به خود جلب كند. پزشك باید:

سخت مراقب خویشتن باشد و... جز آن چه ضروری است چیزی نگوید... هنگامی كه به اتاقی وارد می شوید، طرز نشستن، خویشتن داری، وضع لباس، قاطعیت گفتار، كم سخن گفتن، متانت، آداب معالجات بالینی را رعایت كنید... بر حالات درونی خویش مسلط باشید، آشفتگی را مانع شوید. خود را آماده كنید كه هر چه را واجب دیدید، در دم انجام دهید.

به شما توصیه می كنم كه بر مریضان سخت نگیرید و استطاعت آنان را در نظر داشته باشیثد. گاهی بدون اجر و مزد نیز خدمتی انجام دهید و اگر غریب نتگدستی را محتاج خود دیدید، به یاریش بكوشید، زیرا هر جا كه عشق به انسان باشد، عشق به حرفه نیز هست.





نوع مطلب :
برچسب ها :




یکشنبه 12 تیر 1390 :: نویسنده : عرفان خدری

مارش پیام به كوروش

مارش پیام به كوروش یكی از آهنگ های ساخته ی دست استاد علی نقی وزیری است و شعر آن توسط ادیب الممالك قائم مقام فراهانی در اواخر سلسله ی قاجاریه 1291 و با توجه به اوضاع خراب مملكت در آن عصر سروده شده و استاد وزیری آن را با پیانو اجرا كرده است. این آهنگ مانند ایران و خون سیاوشان از ترانه های حماسی ایران می باشد.

گزنوفن درباره ی كوروش عقیده دارد «كوروش نابغه ی فوق العاده ای بود و آرمانی مقدس و عالی داشت كه مخصوص روح ایرانی است. كوروش دوست دنیای انسانیت و طالب حكمت و قوی اراده و راست كردار بود». همچنین كنت دوبیگنو درباره ی كوروش می گوید : او هیچ گاه در این دنیا نظیری نداشته ... مقام مسیح را داشت و مددی بود كه تقدیر درباره اش مقرر داشته بود باید برتر از دیگران باشد. و حتی داریوش بزرگ كه ادامه دهنده ی راه كوروش بود از بی رحمی ها و پلیدی ها ی معمول شاهان قبل از هخامنشیان كه بر آشور و بابل تسلط داشتند به دور بود و در عین قدرت و سلطنت با اقتدار خود به اهورامزدا و نیروهای معنوی و دعای خیر در حق ملت امپراتوری را اداره می كرد و در این باره می گوید:

پروردگارا كشور مرا از دروغ ـ قحط سالی و خشكسالی محفوظ دار.

اثرات حمله ی مغول به ایران              

مغولان از اقوام بدوی و زردپوست شرق آسیا بودند كه در مغولستان به قیادت چنگیز خان پا به عرصه ی جهان گشایی نهادند و در اندك مدتی خود را به كناره های دریای سیاه و خلیج فارس رسانده، بر تمام اقوام متمدن آسیای جنوب غربی و مركزی تسلط پیدا كردند. هجوم مغول به ایران نتیجه ی مستقیم سیاست استبدادی و بی تدبیری و نادانی سلطان محمد خوارزمشاه بود كه در زمان حكومت، خود را اسكندر بزرگ می خواند. پس از حمله ی مغول در اندك مدتی آبادترین و متمدن ترین شهرهای دنیای آن روز به ویرانه ای تبدیل و زندگانی اجتماعی مردم این سامان را نابود كرد. در جنایات مغولان همین كافی است كه ذكر شود یك سوم جنگل های ایران در زمان حمله ی مغول به آتش كشیده شد. مغولان مردمی بسیار وحشی و خون خوار بودند و در تحمل سختی ها هم بسیار مقاوم و جان سخت بودند. این مردمان موش، سوسك، انواع حشرات، فضله ی حیوانات و حتی شپش تن همدیگر را هم می خوردند. با حمله ی مغول مقاومت های سپاه خوارزمشاه در هم شكسته شد. از افراد شهرهای مفتوحه هر كه را برای كارهای جنگی یا كارهای صنعتی لازم داشتند باخود برداشته و بقیه را از دم تیغ گذرانیدند. آب رودخانه به یكی از شهرهای بزرگ سرازیر كردند؛ این شهر چنان درآب غرق شد كه تا چندی پیش حتی باستان شناسان نتوانستند این شهر مدفون را پیدا كنند. مغولان در حمله به شهرهای ایران جوانان نیرومند كه به درد جنگیدن می خوردند زنده نگاه می داشتند تا از آن ها  به عنوان پیش مرگ برای حمله به بقیه ی شهرهای ایران استفاده كنند. تمام بچه ها، پیران و پیرزنان را گردن می زدند. دخترها و زن ها را بین سپاهیان خود تقسیم می كردند. سر همه ی مقتولین را می بریدند تا كسی زنده نباشد. مردگان را از زیر قبر بیرون می آوردند و اجساد آن ها را تكه تكه می كردند. تولی مغول دستور داد نیشابور را چنان ویران كنند كه بتوان بر روی آن كشاورزی كرد و حتی بر سگ و گربه ی آن شهر نیز رحم نكنند. عده ی مقتولین نیشابور را حدود هفتصدهزار نوشته اند. با بیان این نمونه حساب كنید از مشرق افغانستان تا كناره ی فرات در عراق چقدر از شهرها و دهات این چنین به دست مغولان ویران شده و مردم آن ها از دم شمشیر گذشته اند. پس از حمله ی مغول مردمی كه شاهد آن كشتارها و خرابی ها بودند چنان روحیه ی خود را از دست دادند كه گویی افسردگی طبیعت آن ها شد. خیلی ها به خانقاه ها هجوم آوردند و دستگاه مریدی و مرادی را رونق دادند. اثر حملات مغول بر روحیه ی مردم ایران به قدری شدید بود كه هنوز هم كم و بیش نشانه های آن در روحیه های ایرانیان و تمام اقوامی كه به بلای مغولان دچار شده اند دیده می شود.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :




یکشنبه 12 تیر 1390 :: نویسنده : عرفان خدری

زندگی نامه ی حكیم ابن سینا و آثار او

این دانشمند متفكر از خود میراث خلاق غنی را باز نهاده، تعداد آثار او بیش از 450 عدد است كه از این تعداد 240 اثر به زبان ما رسیده است.در بین این تعداد 150 كتاب به مسائل فلسفی و جهان بینی، 40 كتاب به پزشكی، 50 اثر به رشته های دیگر دانش و ادبیات اختصاص دارد.

قانون ابن سینا تا قرن 18 كتاب درسی اساسی طب را در اروپا و خاور تشكیل داد. حتی در قرن 12 به زبان لاتینی ترجمه شد و پس از اختراع صنعت چاپ در قرن 15 كتاب قانون ابن سینا در شمار نخستین كتاب چاپ شده در ونیز به زبان لاتینی، در سال1493 بود. بعدها این كتاب 40 بار تجدید چاپ یافت.

كتاب قانون

كتاب قانون ابن سینا را می توان خلاقیت نبوغ آور اندیشه وعمل بشری و یكی از بزرگ ترین آثار فرهنگی انسانی دانست. این دایره المعارف مشتمل بر 5 كتاب است:

1-كتاب اول تئوری كامل پزشكی است و در آن تشریح و فیزیولوژی انسان ارائه می گردد و عامل بیماری ها و علائم آن ها را كامل بیان می كند.

2- كتاب دوم شامل تعالیم مربوط به مواد دارویی ساده و شیوه های تأثیر آن ها است. در آن حدود 800 نوع داروی گیاهی، معدنی و حیوانی معرفی می شوند.

3- كتاب سوم بیماری های ارگانیسم انسان از بیماری های چشم، دماغ، گوش ها، سطح دهان، گلو و ... توضیح داده می شود.

4- كتاب چهارم به بیماری های عمومی ارگانیسم نظیر تب، زخم، ورم، جراحات مختلف، شكستگی های استخوان، طاعون، آبله، سرخك و ... اختصاص دارد.

5- كتاب پنجم مواد دارویی بغرنجی را مورد مطالعه قرار می دهد كه در طبیعت به شكل آماده دیده می شود.

ابن سینا اضافه بر قانون یك اثر پزشكی دیگر به نام الاجوزه فی طب را با شعر تصنیف كرده است. ابن سینا ارتباط متقابل تئوری و عمل را تأكید می كند و می نویسد: من پزشكی را همچون علمی تأیید می كنم كه وضع بدن انسان را می شناسد كه چقدر سالم است یا سلامتی از دست داده است. دیگر آثار ابن سینا عبارنتد از:

1-  كتاب الشفا

2-  كتاب النجات

3-  كتاب الاشارات و التنبیهات

4-  دانشنامه ی علائی

    كتاب شفا د ایره المعارفی مربوط به علوم فلسفی در 18 جلد است. احكام فلسفی او مانند فرانسیس بیكن كوشش بر گرایش های مادی و معلومات علمی مبتنی بر تجربه و استدلال منطقی به وضوح نمایان است. منطق ابن سینا مبتنی بر تحقیق تجربی طبیعت است. او تمامی مثال ها را از علوم طبیعی نظیر طب، زمین شناسی، آذرخش شناسی و... بر می گزیند. ابن سینا «انده ترمینیسم» یا تعلیم ایده آلیستی مدعی عدم وجود مشروطیت علمی پدیده ها را مردود می شمارد و می گوید شناخت هر شیئی اگر به وجود آید میسر می شود و توسط شناخت علل آن تكمیل می گردد. ابن سینا با تكیه بر علم و تجربه و دانایی عقل انسان در رشته های زمین شناسی، شیمی، ریاضیات و اختر شناسی همچون یك پژوهشگر بدیع عمل می كرد. او یك سلسله اندیشه های ژرف را درباره ی تركیب و خواص مواد معدنی، علل تشكیل كوه ها و پیدایش پدیده های آتشفشانی اظهار داشته است. توسط او فرضیه های وابستگی تشكیل كوه ها و زمین لرزه با پدیده های آتشفشانی وضع گردیده است. او یك مقاله ی مخصوص به مكانیك درباره ی ماشین های ساده و حمل و نقل بارهای سنگین نوشت. ابن سینا در آثار خود كیمیاگری را مطرود شمرد كه به علم شیمی مساعدت رسانید. خدمات ابن سینا در گیاه پزشكی بزرگ است. كارل لین نی دانشمند مشهور غرب در قرن 18 با منظور ساختن خدمات مذكور یكی از گیاهان همیشه سبز منطقه ی حاره را به نام ابن سینا موسوم ساخت. ابن سینا همچنین شاعر، نویسنده و ادب شناس معتبری بود.

منبع: زندگی نامه ی حكیم ابن سینا به مناسبت برگزاری هزارمین سالگرد تولد آن حكیم پژوهشگر : مجله ی دانشمند سال 1360 .

 





نوع مطلب :
برچسب ها :




یکشنبه 12 تیر 1390 :: نویسنده : عرفان خدری

ابوریحان بیرونی

    ابوریحان محمد بن احمد البیرونی متولد به سال 362 هجری برابر سال 973 میلادی متوفی در دوم رجب سال 440 یا 442 هجری قمری برابر سال 1048 یا 1050 میلادی همعصر ابن سینا ( 1037 ـ 980 م ) ابن هیثم ( 1039 ـ 965 ) ابن یونس ( ابوالحسن علی بن ابی سعید عبدالرحمن احمد بن یونس متوفی 1009 در قاهره ) علی بن عیسی ( نیمه دوم قرن یازدهم مسیحی ) الکرخی ( ابوبکر محمد بن الحسن الحاسب متوفی به سال 1019 در بغداد ) این جبریول یا ابن جبریل است .

این دانشمند بزرگ صاحب تحقیقات متعدد در زمینه های گوناگون هندسه و مثلثات و نجوم و حساب و هندسه و هندشناسی و نقشه برداری و علم الادیان تطبیقی و در رصد کواکب بوده و همین طور در طبیعیات و فیزیک در تخمین تقریبی سرعت نور احساس اشعه نامریی خورشید و اپتیک و حرکت عمومی ماده و بسیاری از مطالب دیگر مانند گیاه شناسی و داروشناسی و جواهر شناسی نظرهای با ارزش دارد .

نام این کتاب ها مطور زرین سرگذشت واقعی جهان علم را تشکیل می دهد : فی الاشکال الهندسه ، استخراج الاوتار ، مقالید علم الهیثه فی تحقیق منازل القمر ، القانون المسعودی ، فی الهیئه و النجوم . التفهیم لاوائل صناعه التنجیم ، آثار الباقیه در گاه شماری ملل قدیم و بسیاری از دقایق تحقیق ماللهند .

جورج سارتن او را هم طراز از تالس ( 625 تا 545 ق . م ) و فیثاغورث و ابرخس ( وی قبل از بطلمیوس می زیسته ) و افلاطون و ارسوط و اقلیدس و بطلمیوس و جالینوس و جابر بن حیان ( وی در نیمه دوم قرن هجری قمری می زیسته ) و خوارزمی و رازی و مسعودی و ابوالوفا و خیام ذکر کرده است و فصلی مخصوص بیرونی در کتاب خود به او تخصص داده است . برای شرح مفصل تر آثار او می توان به دائره المعارف اسلام و یکایک تحقیقات محققینی که به مناسبت هزاره او کتابی نوشته یا مقاله ای منتشر ساخته و یا سخنی گفته اند مراجعه نمود .

مستدرکات :

1 ـ در صحت انتساب ترجمه التفهیم به فارسی از طرف بیرونی تردید است .

2ـ در مورد تعداد آثار او بین دانشمندان اختلاف نظر موجود است .

3 ـ از جمله ایرادات بیرونی بر رازی اکتفای رازی است به ریاضی در تحقیق علمی به حد حاجت و نه فراتر رفتن در این علم از حد نیاز عادی و با احترامی که نسبت به رازی داشت ، در کتاب استخراج الاوتار که گویا آن را برای شاگردی از شاگردان خود نگاشته در دفاع از هندسه تا بدان جا پیش رفت که در حق او گفت : لم یزل الناس اعداء ماجهلوا مردم همواره با آنچه نمی دانند دشمنی می ورزند .

4ـ بررسی دقیق از ارزش واقعی آثار بیرونی ـ به سهولت ممکن نیست مگر پس از بررسی جامع تمام آثار و تحلیل موقعیت او در ارتباط با علم و فلسفه و حکمت جهانی با یک تحقیق جامع و همکاری محققان طی یک همکاری برنامه ای ـ شامل ترجمه تمام آثار او به فارسی و یک زبان علمی بین المللی به منظور نگارش تاریخ دقیق علمی جهان.

5 ـ با توجه به مستدرکات ، که اصالت نسخه ی عربی التفهیم را بر ترجمه ی فارسی آن ترجیح می دهد باید قضایا الهندسیه ، در ترجمه ی انگلیسی همان Geometrical Theoremes بشود ، نه Geomelncal Propositions که نسبت به متن عربی عدم دقتی را از نظر ریاضی می رساند .

6 ـ ابوریحان در افراد المقال فی امر الظلال ـ چاپ حیدرآباد 1367 ـ 1948 میلادی ص 110 ـ 111 ـ ایرادی بر ثابت بن قره می گیرد . از این جهت :« که ثابت روشنایی وارد از سوراخ در اطاقها را » استوانه فرض می کند ـ به علت آنکه زمین را به قطع ناقص یا بیضی قطع می کند و ابوریحان نظر می دهد که این قطع مختص استوانه نیست و مخروط هم در آن شرکت دارد . و این امر حکایت بر احاطه او بر احکام هندسی مخصوصاً مخروطات دارد. و نیز می رساند که روی رابطه اپتیک هندسی با مخروطات مطالعات دقیق داشته است و تحقیق در کارهای وی مستلزم اطلاع بر دقایق ریاضی و فیزیک است .

7 ـ منظور از معارضة بیرونی با منطق ارسطو تحاشی او از پذیرش تام قالب قیاسی یا منطق صوری ارسوط در کشف حقیقت است ، که گاهی زیادتر از قدرت تحمل آن مورد استفاده مدافعان مکتب او در عصر بیرونی مانند ابن سینا قرار می گرفت و این روش ذاتا تابع نظر یونانی بود که در برخورد با حقایق علمی بیشتر بر ژرف اندیشی به منظور ساختن یک مدل ذهنی استوار است تا کسب معرفت از واقعیات امور . و این شکل نظر کردن به امر و برای کشف حقایق در عهد خود ارسطو و بعد از او هم از طرف اداره کنندگان مکتب ارسطو مانند تئوفر است مورد قبول قرار نگرفت .

8 ـ آنچه مورد نظر ما در پایه گذاری روش تحقیق در علوم از طرف ابوریحان است نه این است که وی مانند گالیله و لاووازیه و کلود برنارد و اگوست کنت توانسته باشد که به ترتیب نجوم و شیمی و زیست شناسی و علم الاجتماع را از حیطه ی قدرت فلسفه خارج کند ، بلکه منظور آن است که وی در عصر خود چنان روش کلی در تحقیق علمی اتخاذ کرد . که بعداً در دوران رنسانس مشابه آن از دیدگاه های قرار گرفت و سبک تحقیق در علم را به نحو آشکاری از سبک تحقیق در فلسفه ممتاز ساخت .

9 ـ گر چه نالینو ـ در علم الفلک خود در مورد نسی ( درس سیزدهم ) رأی ابوریحان را ترکیبی از آراء مختلف می داند ، نه تحقیق کامل ؛ در چند مورد به شموخ مقام او اشاره می کند :

1 ـ تصریحا : در موقعی که از قانون مسعودی نام می برد : این کتاب نفیس که مانندی ندارد . « ص 48 ترجمه آقای آرام » .

2 ـ تلویحاً : الف ) او گر چه می خواهد بگوید که مسلمین در تقسیم بندی شعب علم هیأت تابع ارسوط بوده اند . بیشتر فیلسوفان عربی زبان تقسیم ارسوط را ، در تقسیم بندی علوم نپذیرفتند . « ص 36 و ص 37 ترجمه علم الفلک » .(4)

تبصره اگر گالیله و نیوتن حدود سابق علم نجوم را تغییر نمی دادند وموضوع هندسی آنرا به موضوع ریاضی و فیزیکی تبدیل نمی کردند ، هرگز علم نجوم نمی توانست به مقام عالی شگفت انگیز امروز خود برسد .

به نظر ما این نکته را ابوریحان مورد توجه خاص قرار داد . چه فرماید : لان قضایا الهندسه تستعمل و خاصه فی حساب التنجیم ، بالحساب . « التفهیم عربی » ( بهر آنک قضایا هندسه مخصوصاً در حساب نجوم به حساب در می آیند ) مفهوم نگارنده از این عبارت با توجهی که در کتب خود به حساب مثلثات کروی داشته و در قانون مسعودی بخشی به این مباحث تخصیص داده ( بخش سوم آن ) باید ریشه نجوم علمی را در آثار او دید .

10 ـ تقسیم علم به جدید و قدیم به این ترتیب از نظر منطقی معنی ندارد . چه ریشه ی علم جدید در تحقیق پیشینیان است و علم قدیم تنها در سایه پیشرفت علم به طور کلی و دقت بیشتر در مسائل مورد تحقیق روشنتر می شود .

11 ـ از شماره ی7 منظور این نیست که ابن سینا تابع تام ارسطو بوده چه وی به گفته ی اکثر محققین ارسطویی تام نبود.از محققین خارجی بسیار کسان بر این قول گواهی داده اند از آن جمله است نویسنده ی مقدمه ای بر ترجمه ی علم النفس شفا بلاتینی .

Avicenna Latinvs Liberd Anima I-II-III,Edition Critique Pars G.Verbeke Louvain-Leiden 1972 Le traited Avicennen est pas un Commentaire mais up expose systematiqueune synthes nou velle

و تلویحاً نالینو ذکر می کند که ابن سینا تعریفی از علم نجوم داده است که به این شکل با تقسیم بندی ارسوط در تقسیم علومش منطبق نیست ـ مراجعه شود به صفحه ی 34 و 35 و 36 از درس سوم او در علم الفلک که تقریبا آنرا در بعضی از تقسیم بندی های معاصر از علم نجوم معاصری می دهد-که اینان علم هیات را به هیات کروی و هیات نظری و مکانیک آسمانی و فیزیک آسمانی و علم هیات عملی تقسیم می کند . « ص 27 و ص 28 علم الفلک ناشر » .

هـ ) اختلافات ابن سینا و ابوریحان را جز در موارد امور تجربی و محاسباتی فلک نمی توان خیلی عمیق دانست و این امر به واسطه ی ممارست بیرونی در محاسبات فلکی و تعمق شیخ در حقایق نظری حکمت اولی است .

خصیصه ی شگفت بیرونی

12 ـ نالینو در درس چهلم خود در علم الفلک می گوید :

« پیش از گالیله و نیوتن ، علمای نجوم به بیان ظواهر با اشکال هندسی به اندازه ی وسع خویش قناعت می ورزیدند . و از غوررسی در اسباب و علل خودداری می کردند . ولی بعدها که به جستجوی حقیقت امور آسمانی و تفحص در علل مکانیکی و فیزیک و شیمیایی پرداختند علم نجوم وارد دوره ی جدیدی شد ، بسیار برتر و بالاتر از ادوار سابق .

13 ـ در قیاس کارهای بیرونی با این حکیم باید گفت اگر به تفحص علل مکانیکی و فیزیکی و شیمیایی نظر کنیم می بینیم تفکیک فیزیک در آسمان از فیزیک در زمین یک تفکیک علمی نیست چه زمین خود جزئی از فضایی لایتناهی است و بیرونی در عین توجه به آسمان به کارهای فیزیکی و شیمیایی و کشف علل فیزیکی و شیمیایی همت می گماشته . گذشته از این نحوه ی کار بیرونی در محاسبات خودش یک نحوه ی کار ریاضی و فیزیک است باین معنی بزرگترین رابطی که در محاسبات فیزیکی و نجومی و مکانیکی وجود دارد همان انتخاب نوع واحد است و این در تعریف بیرونی در واحد منعکس است که واحد شمار را در محاسبه ، کاملا فیزیکی می گیرد نه واحد ریاضی را و نه واحد فلسفی را ، چه واحد مورد تعریف او در مقابل کثیر یا واحد بالاتصال ، یا واحد بالنوع یا واحد بالموضوع ، یا واحد بالشخص یا واحد بالجنس یا واحد بالفصل و یا واحد بالعدد نیست ، بلکه نوعی واحد بالنسبه است . رجوع شود به اسفار و شفا -و حتی واحد ریاضی محض هم نیست . حتی واحد ریاضی هم نیست Philosophiquc Lexique چنان که اریک تمبل بل در کتاب Men of Mathernatics می نویسد ، ریاضی دان هیچ وقت در صدد بر نمی آید که کمیات را در وجود آنها تعریف کند و حال آنکه فلاسفه غالباً گرایشی به سوی این نوع تعریف دارند .

ریاضی دان فقط معنی تساوی دو کمیت، مجموع ( چند کمیت با روش ضرب را ) برای آنها به دست می دهد . بنابراین همان طوریکه قبلا اشاره کردیم تعریف بیرونی ناظر بر این تعریف است ، در فرهنگ لالاند ، یعنی کمیتی معین ( یا اختیاری ) که پایه اندازه گیری سایر کمیت ها قرار گیرد .

14 ـ کوشش ما در مورد دقت در تعریف بیرونی از « واحد » و قضیه به دو منظور بود .

الف ـ تا اندازه ای تشریح دید ریاضی و فیزیکی او در مشاهدة طبیعت .

ب ـ کشف دقت نسبی متن عربی التفهیم بر متن فارس .

15 ـ ابوریحان تنها به همین اندازه یعنی ذکر آثار بزرگان علم مانند رازی اکتفا نکرده است گو اینکه در این زمینه به حدی توجه و دقت مصروف داشته که از طرف محققین گفته شده که اگر این توجه او نبود ، بسیاری از این آثار ناشناخته می ماند و مفقود می گشت . وی از مجاهدان بسیار کوشا در زمینه ی روشن کردن دقائق تاریخ علم و حتی کشف میزان فضل تقدم محققان بوده است .

محاکمه وی بین ابونصر عراق و ابوالوفا و ابومحمود در مورد فضل تقدم یکی از آنان درباره ی به دست آوردن شکل مغنی یعنی شکلی در مثلث کروی که از تقاطع دو اثر عظیمه در روی کره تشکیل می شود و در آن مثلث ، نسبت جیب اضلاع مثل نسبت جیب زاویه های موتران ضلع است و این حکم ابتدا در مثلث قائم الزاویه کروی بعد مثلث دیگر به طور کلی جاری شد و خواجه طوسی در کشف القناع بآن اشاره کرده است . در هر صورت از دقت نظر و اصالت رأی وی در مسائل دقیق علمی حکایت می کند و می دانیم شکل مغنی(5) پایه کارهای لاکرانژ ریاضی دان مشهور قرا گرفته است. و غیر از شکل مغنی دو شکل دیگر به مسلمین منسوب است : و آن شکل ظلی و شکل سهمی است(6) . و نمونه ی پیوستگی تحقیق او با تحقیق پیشینیان و هم عصران اوست .

فهرست ماخذ

الصیدنه فی الطب : ترجمه ی فارسی از ابوبکر کاشانی.

التفهیم لاوائل صناعه التنجیم : تصحیحی استاد همایی . 1318 .

شرح حال نابغه ی ایران ابوریحان بیرونی : علامه دهخدا

احوال و آثار بیرونی : تالیف دکتر ذبیح الله صفا

 





نوع مطلب :
برچسب ها :